..635
- ۹ نظر
- ۰۹ دی ۹۵ ، ۱۵:۱۱
بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند . . .
پ.ن: می دونم عکس خوب نیست چون زمستون قلقش کلا فرق داره و نور صحیح و سالم پیدا نمیشه.. نور زیاده ها سالم نیستن با زاویه ها جور در نمیان.. اما یکم دیگه بگذره همه چی خوب میشه باز.
به این آدرس
1mohammad.blog.ir
قراره تغییر نام بدم و نمیدونم چی میشه!
..
این آهنگو دوست خواهید داشت!
انقدر هم بنده ی خوبی نیستم که خدا منو انقدر زیاد دوست داره.
از بین دویست سیصد نفری که تو مسابقه شرکت کرده بودن، قرار بود نوزده نفرشون از طرف دانشگاه برن مشهد و اسم منم تو این لیست نوزده نفره هست.
(حامد هم عزیزه جان هست، عکاس)
واقعا مات و مبهوتم از اینهمه مهربانی.
فقط ده، دوازده تا پست از مشهد قبلیم گذشته. ;-)
یک اسفند.
خدایا خیلی شکر
❤
خوبی شب یلدا این است که؛
یک دقیقه بیشتر فرصت دارم دوستت داشته باشم !
یک دقیقه بیشتر چشمانم انتظارت را بکشند؛
یک دقیقه بیشتر دعایت کنم
با این امید که یلدای غیبتت به پایان رسد.
تقریبا دو ماه بیشتره که خونه نرفتم و این سومین شب یلدایی هست که تو خابگاه می گذرونم.
این که تو این شب قشنگ پیش خونه و خونواده نیستم قطعا اتفاق خوبی نیست، اما یه سری خوبی هایی هم داره که نباید غافل شد.
پاییز هم داره به یغما میره دیگه همه در جریانن :دییی، یه پاییز متفاوت و بسیار بسیار پر باری نسبت به 22 پاییز گذشته گذروندم، خیلی چیزا دیدم خیلی چیزا شنیدم خیلی چیزا رو فهمیدم و یاد گرفتم.
از اول مهر شروع پاییز تا الان سی آذر پایان پاییز دقیقا 1758 عکس فقط با دوربینم گرفتم (رسما از دوربین اعتراف گرفتم :دی) حالا بماند بخشی از عکس ها کاری بودن.
از این تعداد، تعداد کمی رو تونستم اینجا ثبت کنم و مورد محبت شما قرار بگیرم.
جدا از این بحثا این عکس بالایی آخرین عکس پاییز بود، چون دیگه تو خابگاه نمیشه سفره آنچنانی درست کرد همین تصویر نظر منو خیلی جلب کرد که بگیرم و باهاش به شما یلدا رو تبریک بگم.
معتقدم مناسبات اینجوری رو نباس با شعر متن های آنچنانی تبریک گفت نیازی نداره آخه، همه چی سادش خوبه! ؛)
یلداتون مبارک!
یه سریا بصورت حرفه ای دروغ میگن.
یه سریا استادانه توجیه میکنن و دروغشونو پوشش میدن.
یه سری موجودات دیگه ای هم هستن:
حرفه ای دروغ میگن و استادانه توجیه میکنن، اسم اینا رو نمیشه انسان گذاشت واقعا حیفه، حیف.
امیدوارم سرکارتون با همچین موجوداتی نیافته.
پ.ن: شاید بیشتر از 200 عدد از اینگونه عکس ها تو پاییز گرفتم و پاک کردم و پشیمون شدم :دییی
عیدتون مبارک!
تنهایی اومد از جلوم رد شد
دستشو کرد تو جیبشو چند ثانیه بعد کلیدشو درآورد و آروم در رو باز کرد و رفت تو، تا وسطای حیاط رفته بود یهو خشکش زد و سریع برگشت و در صندوق نامه رو باز کرد..
قیافشو که دیدم نفسم حبس شد..
یه نفس عمیق کشید و بدون اینکه در صندوق رو ببنده پشت کرد به تمام دنیا و سمت خونش رو پیش گرفت..
سالها منتظر یه نامه بود،
اما انگار فقط همین امروز منتظرش بود...
فقط و فقط امروز..
نگاهش منو نابود کرد.
مطمئن نیستم دلی براش مونده باشه 💔
دائما این عذاب وجدانو دارم که وقتی من الان دارم به گذشته فکر میکنم یعنی دارم به الانم خیانت میکنم.